چهارمین سالگرد ازدواج

1394/08/15 1390/08/15
آبان

نگاهت که می کنم
چیزی مرا از " نداشتن " ها جدا می کند
با تو که می خندم
قفل های این روزها باز می شوند
در تو که می میرم
جاودانگی ، ترانه ی مرغان خوشخوان روزگارم می شود

چه خوش اتفاقی ست
با تو بودن
عاشقانه که صدایم می کنی
نامم دل انگیزترین آوای دنیا را به خود می گیرد
به تو می اندیشم

به دست های همیشه در دستانم
به لبخند گیرا و مهربانت
به صدای مردانه و پر هیبتت
بوی آرامش می دهد افکارم وقتی تو سلطان آن میشوی
دور میشوم از تمام دنیا و رویدادهایش
وقتی سرم را بر شانه ات می گذارم
کسی انگار تپش های قلبم را به قدم هایت بند زده

چه کودک میشوم
در برابر شماتت های عاشقانه ات
چه بی قرار میشوم
وقتی نگاهت را از چشمانم می گیری
چه دلتنگ میشوم
وقتی صدایم نمی کنی
تو را من نفس میکشم ، تو را من واژه میسازم ، تو را من پرواز میکنم
چه خوش طعم است
لب هایی که " دوستت دارم " را زمزمه میکند

در لحظه های عاشقانه مان
گم میشوم در آغوش گرمت
از سرمای بی رحم دلهای این جماعت

عزیزم !
به خاطر بسپار
نگاهم چشمانت را حفظ است
من از امتحان نگاهت رد نخواهم شد
" عاشقانه دوستت دارم "


چهارمین سالگرد ازدواج 


